هر چه بگندد نمکش می زنند وای به روزی که بگندد نمک

لطفاً قبل از خواندن این مطلب، پست قبلی را بخوانید!!!
دوستان عزیز، من نه به عنوان مسلمان و نه به عنوان مسیحی، بلکه من از طرف عقلم وکالت دارم مطالبی که به ظن من، هم در مدار عشق و هم در دایره عقل جايگاهی ندارند را به نقد بکشم....
راهبه های كليسا، يادتان باشد شما چون حجاب داريد يعنی تروريست هستيد....

خانم های بی حجاب كه عام المنفعة هستيد، شما ديگر بدكاره به حساب نمی آييد بلكه اين نشان شادابی شماست هر چند هر از گاهی بعد از مرگتان پزشك قانونی علت قتل را تجاوز وحشيانه نامشروع بداند.......
دختر خانوما و آقا پسرها يافتيم... اگه همسر عزيزت به تو خيانت كردف نه به خاطر اين است كه برهنگی و عشوه دختركان، همسرت را از تو ربوده، بلكه شايد به خاطر حجاب و عفت و پاكدامنی آنان است كه بی خانمانت كرده.....
راستی يك خبر تازه... در يك سنايی و در يك كشور دوری كه حامی حقوق بشر هم هست، تصميم گرفتند كه از اين به بعد وقتی می خواهند در راستای دفاع از مظلوم (اسرائيل) دستور قتل عام يك كشور عربی را صادر كنند، چادر به سر كنند. فكر كن جالب ميشه ها... فرض كن بوش، شارون و اوباما وقتی دارن پرواز ممنوع رو امضا ميكنن، چادر به سر كنن، هيچی هم كه نباشه كلی ميخنديم... بابا دمشون گرم.
و اما نقل يك تجربه... تجربه نشان داده است كه در غرب به علت اينكه چادر ندارند و معمولاً تو خيابون مجامع، راحت تر از خونه می پوشن، هيچ فسادی به بار نيامده و همه جوان ها كاملاً می توانند از انحراف فكری نجات پيدا كنند و حتی خود كشی و همسران خيانت كار هم وجود ندارد. حتی تجربه ميگه الان كاملاً خانواده ها از حالت ماشينی بودن و سردی نجات پیدا کرده و خود كشی دسته جمعی اينترنتی هم از بين رفته است.

وفاداری زن و شوهر در غرب به خاطر همين بی بند و باری فرهنگی و برهنگی زنان است. بابا تازه نيستی ببينی اين برهنگی فرهنگی چه سودهای كلان اقتصادی كه به غرب نداده ....
كلاً ميخوام بگم اگه سرنوشتت مثل غرب كاملاً اعتماد بين همسران باشه و ديگه از فقر هم خبری نباشه و كاملاً عفت و پاكدامنی از بين بره تا چهار چوب جامعه مستحكم بشه، بايد مثل غربی ها به طرف برهنگی فرهنگی حركت كنی...
قضاوت با شما.......
در گیر و دار حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران، فتنه گران و عوامل آنها، مورد حمایت رسانه های داخلی و خارجی زیادی بودند. شبکه مسیحی محبت یکی از رسانه هایی بود که هرگز حمایت بی شائبه خود را از سران فتنه دریغ نکرد. حتی با گذشت نزدیک به دو سال از آن روزها، همینک نیز این شبکه به بهانه مناسبت هایی مثل روز ولنتاین، روز دانشجو، چهارشنبه سوری، سیزده بدر و ... از سران فتنه، هواداران و رفتارهای غیر مدنی آنها حمایت و در تلاش های مذبوحانه ای، تجمعات بسیار کوچک آنها را با شور و اشتیاق و کمی هم چاشنی اغراق و دروغ، بازتاب می دهد. جالب این که شبکه مسیحی محبت، برای حمایت از فتنه گران و سران آنها، برنامه های عادی خود را قطع و ویژه برنامه های سیاسی سه ساعته پخش می نمود.
با توجه به این مقدمه، چند سؤال، ذهن مخاطبین این شبکه را به خود مشغول می کند :
1. چرا یک شبکه تلویزیونی مسیحی باید از عوامل ایجاد فتنه در یک کشور مسلمان حمایت کند؟
2. اصولاً وظیفه یک شبکه ماهواره ای مسیحی که اتفاقاً دین را هم از سیاست جدا می داند، چیست؟
3. چرا شبکه ای که ادعا دارد وارد مسائل سیاسی نمی شود، به یکباره رنگ و بوی سیاسی به خود می گیرد؟
4. آیا شبکه مدعی محبت عیسی مسیح، قصد ندارد مقدار کمی از این محبت را هم خرج دیگر مردم بیگناهی کند که مظلومانه در سایر کشورهای جهان قتل عام می شوند؟
5. نکند خون اغتشاش گران و عناصر فتنه، در نظر عوامل شبکه محبت، از خون سایر مظلومین دنیا رنگین تر است؟
6. آیا فتنه گران، مستحق محبت دایه مهربان تر از مادر هستند ولی مردم بحرین ،لیبی، فلسطین، عراق، افغانستان، عربستان، پاکستان، مصر و ... استحقاق این محبت به ظاهر خالصانه و دور از سیاست شبکه مسیحی محبت را ندارند؟
این تناقضات چگونه قابل حل است؟ به نظر می رسد مسئولین شبکه محبت، در حرکتی همسو با کشورهای غربی خصوصاً شیطان بزرگ و روباه پیر، از هر گونه اغتشاش و نابسامانی و تجمع منتهی به تغییر نظام سیاسی و دین مردم ایران حمایت می کنند.
شبکه مسیحی محبت چند سالی است که فعالیت خود را در کشور آمریکا آغاز کرده است. این شبکه، استدیوها و سازمان های وابسته دیگری نیز در سایر کشورها خصوصاً در اروپا دارد. محور اصلی فعالیت این شبکه، تحت الشعاع قرار دادن دین غالب مردم فارسی زبان دنیا خصوصاً مردم ایران است. عوامل این شبکه بارها اعلام کرده اند که هدفشان تبلیغ مسیحیت نیست ولی در عمل، مسیحیت پروتستان را تبلیغ می کنند.
برخی از عوامل افراطی و تأثیر گذار این شبکه می گویند قصد تبلیغ دین خاصی را ندارند، بلکه می خواهند خبر خوشی را که شنیده اند، با بقیه در میان بگذارند. به اعتقاد آنها، مسیحیت نیازی به تبلیغ ندارد چون جنس بُنجل نیست. اما وقتی در وادی عمل، این شبکه را بررسی می کنیم، به این نتیجه می رسیم که این دروغی بزرگ و آشکار است؛ چون اگر کسی قصد تبلیغ مسیحیت و تغییر دین چندین کشور فارسی زبان را ندارد، چرا باید شبکه ماهواره ای تأسیس کند؟ اگر مسیحیت به اعتقاد خود این آقایان، جنس بُنجل نیست و نیازی هم به تبلیغ ندارد، چرا باید چندین شبکه ماهواره ای (خصوصاً شبکه محبت) آن را تبلیغ کنند؟ این آقایان و سایر به اصطلاح کارشناسان این شبکه، متعدداً اعلام می کنند که ما تبلیغ نمی کنیم بلکه تبشیر می کنیم و خبر خوشی را که خود از آن بهره برده ایم، به دیگران هم می رسانیم. حال سؤال اینجاست که تبلیغ و تبشیر چه فرقی با هم دارند؟ جز این است که هر دو دارای یک معنا هستند؟ از طرف دیگر، رساندن خبر خوش به دیگران هم با تبلیغ هیچ فرقی ندارد. از حق نگذریم، این حرف های پوچ، بازی با الفاظ است و هدف آن تقویت وجهه نامبارک مسیحیت امروز است.
کسانی که با شبکه محبت آشنا هستند، حتماً این توهم را زیاد شنیده اند که مسیحیت، دین حق است و دین حق نیازی به تبلیغ ندارد و سینه به سینه توسط مردم رشد می کند و این دین باطل است که به تبلیغ نیاز دارد. با مراجعه به عقل سلیم با این سؤال مواجه می شویم که یک دین حق (بر فرض مسیحیت) اگر واقعاً حق است چرا باید برای حفظ خود، شبکه ماهواره ای تأسیس کند و به ادیان دیگر، خصوصاً دین غالب فارسی زبانان دنیا حمله کند؟
بر نام زیبا و مقدس عیسی مسیح درود می فرستیم و از خداوند، درخواست هدایت مسئولین شبکه محبت را داریم تا بیش از این، فارسی زبانان دنیا را از خط مستقیم عیسی مسیح (که درود خداوند بر او باد) منحرف نکنند.